مرجع تمامی دروس لطف یک نطر بدهید!!!!!!!!!!!!!!!!! اماده تبادل لینک نیز هستم.................

دردشت خیس خاطرم چشمان تو مهتاب بود
گل واژه های خندهات همجون شراب ناب بود
دل درتمنای تو بیتابی اش بسیار بود
باید بسویت امدن گر اتش و گر اب بود

گل ابی وش مهتاب سیمایی تو دریایی
تو از دشت شقایق های زیبایی تو فردایی
توشمع محفل مایی تو ابی چشم شیدایی
توامید من ومایی تو رضوانی که میایی

گفتند کدامین عشق ؟ گفتیم صمیمانه
گفتند که دوستی چه ؟ گفتیم رفیقانه
گفتند سخن را چه ؟ گفتیم ادیبانه
گفتند به کوی دوست ؟ گفتیم ذلیلانه
گفتند که دنیا چه ؟ گفتیم نمی مانه
گفتند کدامین مرگ ؟ گفتیم غریبانه

هرچه کردم که شود خاک غم دیده ودل
قلم افشا نمود سر دل ودیده من
این خطوطی که رخم میشکند پیری نیست
رد عشق است بر این چهره خشکیده من

تودر سکوت خاطرم.حضوریک ترانه ای
و در کنار باورم . یقین یک بهانه ای
درون خلوت دلم که می تپد بیاد تو
بیا و روشنی بده.که تک چراغ خانه ای
بیا و باده ام بده . ز لعل لب پیاله ای
که مستیم زمی نبودتوخود می زمانه ای
بباغ خشک ارزو که می وزد خزان عمر
امید رفته از برم .برای من جوانه ای

خاک ره توگشتن
ناز تورا خریدن
در سر هر کوی دور
درپی تو دویدن
شب به نیاز چشمم
مه ز رخت کشیدن
پلک بهم فشردن
نقشت به خواب دیدن
وز پی دیدار تو
حسرت به دل کشیدن
تو حریم عشقی
امید من، تو دیدن

برچسب:
نویسنده: حمید هیدجی