اسلام جهت بیشتر شدن گرمای خانه، همه ی مسائل جنسی را محدود به درون خانواده می داند. اگر مرد و زنی در خارج از خانه، نیازهای عاطفی، جنسی و ... خود را خرج بکنند، طبیعتا گرمای کمتری در خانه حس می شود، و این کمتر به سردی روابط میان زن و شوهر می انجامد.
اما نگاه غرب به خانواده نگاه یک مجموعه نیست. بلکه نگاهی فردی دارد!
یعنی می گوید: یک جنس مرد، و یک جنس زن در کنار یکدیگر زندگی می کنند. ولی اینها خانواده تشکیل نداده اند. از این رو در فرهنگ آنان، تفاوت چشم گیری بین زندگی مجردی و متأهلی وجود ندارد. همانگونه که ممکن است روزی من ارتباطم را با دوست هم اطاقیم قطع بکنم، ممکن است ارتباطم با همسرم قطع بشود. (1)
و این موجب سست شدن نظام خانواده می گردد. یعنی در یک خانواده ی غربی بدون هیچ اغراقی، هیچ همسری نمی داند، هفته ی آینده زندگی آنان ادامه خواهد یافت یا نه؟
این امر موجب می شود زن و مرد ایثار کمتری نسبت به یکدیگر داشته باشند؛
همچنین موجب به وجود آمدن مشکلی به نام (خانواده های تک والدینی) بشود. فرزندانی که از محبت پدر یا مادر محروم هستند؛ و این امر باعث هزاران مشکل روانی آنان شده است که میزان استفاده از دارو و ... را هر ساله افزایش می دهد.
___________________________________
(1) اگر بخواهیم این دو تئوری را به صورت ریاضی نشان بدهیم اینگونه است:
تئوری فرهنگ اسلامی: زن + مرد = خانواده
تئوری مطرح در فرهنگ غرب: زن + مرد = زن و مرد

برچسب:
نویسنده: حمید هیدجی
تاريخ: دوشنبه
16 بهمن
1391 ساعت: 20:01