یک به یک پُک می زنم سیگار دسته دسته را
تا به لرزش می کشم لبهای سرد بسته را
دلبرانه بوسه بر اندام جوهر می زنم
شاید آبستن کنم خودکار پیر خسته را
نطفه ی شعرم لگد بر سطح کاغذ می زند
درد می گیرد دو خط نازک پیوسته را
بعد زاییدن کمی از غصه فارغ می شوم
شاد می بینم حروف سبز از دل جسته را
فصل دوم در "درخت شعر" غوغا می کند
جشن می گیرد حضور شاخه ی نورسته را
تا به لرزش می کشم لبهای سرد بسته را
دلبرانه بوسه بر اندام جوهر می زنم
شاید آبستن کنم خودکار پیر خسته را
نطفه ی شعرم لگد بر سطح کاغذ می زند
درد می گیرد دو خط نازک پیوسته را
بعد زاییدن کمی از غصه فارغ می شوم
شاد می بینم حروف سبز از دل جسته را
فصل دوم در "درخت شعر" غوغا می کند
جشن می گیرد حضور شاخه ی نورسته را
اگه نام شاعر رو میدونید تو قسمت نظرخواهی بیان کنید.

